داستان جالب:عشق منطقی!

دسته: داستان
بدون دیدگاه
چهارشنبه - ۲۲ بهمن ۱۳۹۳

Love

وقتی از او پرسیدند که چطور است که او غمگین نیست، او جواب داد: «چرا باید احساس بدی داشته باشم؟

جوانی بود که عاشق دختری بود. دختر خیلی زیبا و زرق و برق دار نبود، اما برای این جوان همه چیز بود. جوان همیشه خواب دختر را می‌دید که باقی عمرش را با او سپری می‌کند. دوستان جوان به او می‌گفتند: «چرا اینقدر خواب او را می بینی وقتی نمی‌دانی او اصلاً عاشق تو هست یا نه؟ اول احساست را به او بگو و ببین او تو را دوست دارد یا نه.»
جوان فکر می‌کرد دختر او را دوست دارد. دختر از اول می‌دانست که جوان عاشق اوست. یک روز که جوان به او پیشنهاد ازدواج داد، او رد کرد. دوستانش فکر کردند که او به هم خواهد ریخت و به مواد اعتیادآور روی خواهد آورد و زندگیش تباه خواهد شد. اما با تعجب دیدند که او اصلاً افسرده و غمگین نیست.

وقتی از او پرسیدند که چطور است که او غمگین نیست، او جواب داد: «چرا باید احساس بدی داشته باشم؟ من کسی را از دست دادم که هرگز عاشق من نبود و او کسی را از دست داده است که واقعاً عاشق او بود.»
به دست آوردن عشق واقعی سخت است. عشق یعنی خود را فدای دیگری کردن بدون هیچگونه چشم‌داشتی، و اگر فردی این را رد می‌کند، اوست که مهم‌ترین چیز در زندگی را از دست داده است. پس هرگز احساس افسردگی و دل‌شکستگی نداشته باشید.

داستانک

مطالب مرتبط :

داستان عشق پولی…
 روزی مرد ثروتمندی همراه دخترش مقدار زیادی شیرینی و خوردنی به مدرسه شیوانا آورد و گفت اینها هدایای ازدواج تنها دختر او با پسر ...
حکایتی آموزنده:الاغ و امید
هیچ فردی نیست که در زندگی مشکلاتی نداشته باشد ولی الزاما نوع برخورد هر یک از ما با مشکلات،یکسان نیست.هر یک از ما در ...
هر زن متاهلی باید این ۶ نکته را رعایت کند
مجله سیب سبز : اين صفحه را با دقت بخوانيد و توصيه هايمان را هر روز در خانه تمرين كنيد.به گزارش فانیگما : به ...
گفتگوی جالب یک مهندس با مدیر!
 گفتگوی جالب یک مهندس با مدیر!مردی که سوار بر بالن در حال حرکت بود ناگهان به یاد آورد قرار مهمّی دارد؛ ارتفاعش را ...
جوان ۲۰ ساله عاشق پیرزن ۹۰ ساله شد
 جوان 20 ساله عاشق پیرزن 90 ساله شددر صفحه آخر ضمیمه تپش که چهارشنبه​ها در روزنامه «جام جم» منتشر می​شود به اخبار جالب حدود ...
دختر جوان: من عاشق شوهر خاله‌ام شده‌ام! + عکس
 دختر جوان: من عاشق شوهر خاله‌ام شده‌ام!دختری حدود ۲۰ ساله در دانشگاه به برای مشاوره به من مراجعه کرده بود و می گفت : ...
داستان “کارمند تازه وارد “/ سخنی از چارلز هانل
مردی به استخدام یك شركت بزرگ چند ملیتی درآمد. در اولین روز كار خود ،با كافه تریا تماس گرفت و فریاد زد : «یك ...

پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
دیدگاه ها