حریم سلطان ببینیم یا کلاه پهلوی؟! + تصاویر

دسته: رادیو و تلویزیون
بدون دیدگاه
جمعه - ۱ شهریور ۱۳۹۲
جذابیت یا واقعیت؟
یک روز در پشت صحنه سریال «کلاه پهلوی» بودن حال و هوای خود را دارد ولی یکی از مهم‌ترین نتایج آن این است که می‌توان پای صحبت‌های ضیاءالدین دری نشست که به نقدهای مختلفی که به کارش وارد شده است پاسخ می‌دهد. او این سریال را کاری عمیق می‌داند که قابل مقایسه با سریال سطحی «حریم سلطان» محصول ترکیه نیست.

به گزارش گروه فضای مجازی «خبرگزاری دانشجو»، سریال «کلاه پهلوی» که تا کنون ۴۳ قسمت آن از شبکه یک سیما پخش شده است، دومین سریال تاریخی سیدضیاء الدین دری پس از «کیف انگلیسی» است. تصویربرداری «کلاه پهلوی» از سال ۸۵ آغاز شد و قبل از آن حدود دو سال پیش‌تولید آن به طول انجامید و تا الان حدود یک سال است که هر جمعه شب از شبکه یک سیما پخش می‌شود.

 

«فرخ باستانی» جوانی ایرانی از طبقه فقیر جامعه است. او پس از تحصیل در مدرسه دارالفنون تهران، برای ادامه تحصیل به پاریس می‌رود. او طی حوادثی با دختری ایرانی ـ فرانسوی به نام بلانش آشنا می‌شود که از پدری فرانسوی و مادری ایرانی متولد شده است. فرخ طی ماجراهایی با بلانش ازدواج می‌کند و موفق می‌شود سمت منشی‌گری حسن تقی‌زاده سفیر وقت ایران در پاریس را در فاصله سال‌های ۱۹۳۳ تا ۱۹۳۴ به دست آورد. تقی‌زاده هنگام بازگشت فرخ باستانی به ایران، طی نامه‌ای خطاب به علی اصغر حکمت وزیر فرهنگ و معارف توصیه می‌کند از فرخ در دستگاه حکومت استفاده کند. حکمت نیز به محمود جم وزیر داخله توصیه فرخ را می‌کند و به این ترتیب فرخ باستانی به سمت فرماندار یک شهرستان کوچک کویری با نام سامان منصوب می‌شود. فرخ پس از حضور در آن شهرستان به مرور اقدام به تخریب بافت سنتی شهر و جایگزین کردن آن با خیابانی مدرن و مغازه‌هایی جدید می‌کند. حضور همسر فرانسوی او در آن شهر کوچک و مذهبی نیز به مرور باعث بروز تغییراتی در شهر می‌شود. چندی بعد با صدور فرمان کشف اجباری حجاب بانوان، اتفاق‌های تازه‌ای در شهر سامان رخ می‌دهد.

 

این خلاصه‌ای است از داستان آنچه که در «کلاه پهلوی» می‌گذرد. کشف حجاب یکی از مهم‌ترین مسایلی است که در این سریال به آن پرداخته شده است و بازیگرانی چون محمدرضا شریفی نیا، امین حیایی، سارا خویینی‌ها، شقایق فراهانی، رضا کیانیان، گوهر خیراندیش، داوود رشیدی، قطب الدین صادقی، ثریا قاسمی، حسام نواب صفوی و… در آن حضور دارند.

 

 

روز چهارشنبه ۳۰ مرداد به همراه بعضی از اصحاب رسانه و مخاطبانی که از طریق سایت «کلاه پهلوی» ثبت نام کرده بودند، به محل لوکیشن تصویربرداری این مجموعه تلویزیونی واقع در شهرک غزالی رفتیم. در این شهرک سینمایی که سال ۱۳۵۸ در غرب تهران توسط کارگردان بنام ایرانی، علی حاتمی ساخته شد، دکور‌ها، خیابان‌ها و ساختمان‌های مربوط به فیلم‌ها و سریال‌های ایرانی ساخته و نگهداری می‌شود. این دکور‌ها خیلی هم در نظر اولیه آشنا نیستند همانطور که رضا استادی مسئول روابط عمومی سریال توضیح می‌دهد دوربین نقش مهمی در انعکاس این تصاویر دارد و آن‌ها را می‌تواند بسیار بزرگ‌تر و پر رنگ و لعاب‌تر از آنچه که هست نشان دهد.

 

 

اولین نمایی که می‌بینیم «ابلیسک» است. ابلیسک به نماد شیطان معروف است و در این سریال در میدان شهر توسط دو معمار یهودی ساخته می‌شود. بعد از آن از خیابان و بازارچه شهر فرضی سامان عبور می‌کنیم. مغازه‌ها، مسافرخانه، فروشگاه و همه نام‌هایی که در بازار این شهر در سریال دیده می‌شوند اینجا خودنمایی می‌کنند: مسافرخانه پاسارگاد، انواع منسوجات انگلیسی، بلورجات برادران مقدم، مغازه خیاطی… داخل مغازه‌ها را که نگاه کنید فکر می‌کنید سال‌ها خالی بوده است. استادی توضیح می‌دهد بسیاری از این لوکیشن‌ها مثل همین مغازه‌ها یا مسجدی که مردم در سریال پای حوضچه آن وضو می‌گیرند، تنها برای گرفتن نماهای بیرونی ساخته شده‌اند و برای گرفتن نماهای داخلی در تدوین از تصاویر دیگری استفاده می‌شود.

 

یکی از نماهای ثابت که در بیشتر قسمت‌های «کلاه پهلوی» دیده می‌شود، «فرمانداری شهرستان سامان» است. داخل ساختمان اما فقط فرمانداری نیست، انبار لباس و حتی لوکیشن تصویربرداری منزل کاراکتر‌ها هم هست. بعضی از بازیگران چندین دست لباس دارند که نام خود کاراک‌تر را دارد و حتی در مواردی نام صحنه و سکانس هم روی آن‌ها مشخص شده است.

 

وارد محل تصویربرداری می‌شویم جایی که گروه در آنجا مستقر هستند. هنروران هر یک در گوشه‌ای نشسته، ایستاده یا با هم حرف می‌زنند. سیدضیاء الدین دری کارگردان سریال در گوشه‌ای از سایه روبروی مانیتور خود نشسته است. آن طرف بر روی زمین با سطل آب می‌ریزند به دلیل گرمای هوا این صحنه بار‌ها تکرار می‌شود بعد از هر کات، تمرین و تصویربرداری دوباره پلان.

 

 

بعضی از میهمانان و مخاطبان که برای بازدید از این پشت صحنه آمده بودند در یک طرف خیابان ایستاده‌اند و تصویرشان در شیشه‌های مغازه‌های روبرویی منعکس می‌شود. کارگردان بعد از دیدن تصاویر در مانیتور کات می‌دهد و از دستیار و پسرش نوید می‌خواهد جایشان را عوض کند. در همین فاصله می‌شود با او کمی گپ زد. از انتقادات به سریال گله دارد و می‌گوید: برخی می‌گویند این کار دکوپاژ ندارد من نمی‌دانم آیا این‌ها این واژه را از حفظ کرده‌اند. دکوپاژ یعنی آنچه که در اینجا می‌گذرد و لزوماً نیازی نیست همه مردم آن را بفه‌مند.

 

کارگردان «کلاه پهلوی» ادامه می‌دهد: در این کار نگرش زیبایی‌شناسانه وجود دارد اما نیازمند درک است. حالا کسانی که نمی‌خواهند این‌ها را ببینند شاید لجشان می‌گیرد. ما نسبت به این مسایل موضع داریم ولی آن را اعمال نمی‌کنیم و قضاوت را به خود مردم واگذار کرده‌ایم. به صحنه‌هایی از فیلم انتقاد کرده‌اند. به طور مثال فمینیست‌ها می‌گویند چرا زن باید مطیع مرد باشد اما نگرش اسلامی می‌گوید اگر رابطه زن و مرد اصیل باشد زن کفش‌های همسرش را هم جفت می‌کند. اگر کسی این موضوع را نفهمد ممکن است به صحنه‌ای در فیلم انتقاد کند که چرا این اتفاق می‌افتد.

 

دری معتقد است این سریال از زندگی نسل پدر و مادرهای او گرفته شده و می‌گوید: من زمانی را به خاطر می‌آورم که مادرم مریض بود. او احساس می‌کرد اگر نماز را نشسته بخواند در آن دنیا باید جواب پس بدهد و در این سریال هم این شبیه سازی با زندگی واقعی انجام شده است و دیالوگی در آن گفته شد که دیالوگ مادر من است، نه تنها مادر من که این سریال مادرهای شما هم هست. آن‌ها اگر نماز نشسته می‌خواندند احساس شرمندگی می‌کردند و حالا خانمی در یکی از سایت‌ها می‌نویسد که من اصلاً تحت تاثیر صحنه‌های این سریال قرار نگرفتم. وقتی شخصی به خودش واکسن می‌زند معلوم است که تحت تاثیر قرار نمی‌گیرد.

 

ساعت حدود یک بعد از ظهر است. نوید دری اعلام آمادگی می‌دهد و قرار است بعد از پایان تصویربرداری گفتگو کنیم. کارگردان در برگه دکوپاژ موردی را خط می‌کشد. زمین را با سطل‌های آب دوباره خیس می‌کنند.‌‌ همان پلان را دوباره می‌گیرند و فرمان حرکت داده می‌شود. امین حیایی با یک ماشین بنز قدیمی وارد صحنه می‌شود.

 

بعد از اینکه تصویربرداری این قسمت تمام می‌شود گفتگو‌ها با کارگردان ادامه پیدا می‌کند. خودش بیشتر از خبرنگاران تمایل دارد که حرف‌هایش را بیان کند. درباره انتقاداتی که به محتوای سریال وارد می‌شود، می‌گوید: قرار نیست هر کسی هر تخیلی راجع به دوره پهلوی داشته باشد من آن را در سریال منعکس کنم. این فیلم آیینه‌ای است در برابر شرایط آن زمان اما عده‌ای دوست ندارند که ببینند این شرایط چگونه بوده است، ما دو نوع تماشاچی داریم؛ کسی که تنها موضوعی را شنیده و کسی که درباره آن مطالعه کرده و تحلیل دارد. این سریال بر اساس تحلیل و پژوهش نوشته شده و قرار نیست تخیل همگان را بازگو کند. البته حداقل‌هایی هم باید در کار وجود داشته باشد مثلاً باید کف جذابیت‌ها را داشته باشد.

 

دری در تشریح جذابیت‌های سریال معتقد است دو جور می‌توان عمل کرد و از سینمای هالیوود مثال می‌زند: در سینمای هالیوود جذابیت‌ها بر اصل عمل حاکم می‌شود اما در سینمای ایران ما سعی کردیم سریالی بسازیم که نگرش تحلیلی داشته باشد و در عرصه کار تاریخی نوعی نگاه را انتقال بدهد و این اصل بر آن جذابیت‌ها است. در واقع صحنه‌های اکشن، بزن بزن‌های الکی و بحران‌های ساختگی که مثلا در سریال «حریم سلطان» یافت می‌شود در اینجا نیست. «حریم سلطان» بر اساس طرح و توطئه‌های زنانه تا ۴۰۰ قسمت هم می‌تواند پیش برود. توطئه‌ای که امشب طرح و روز بعد گره گشایی می‌شود.

 

وی ادامه می‌دهد: اگر به دقت حریم سلطان را نگاه کنید دیگر تکرار آن را نمی‌توانید ببینید مگر ناقص دیده باشید زیرا نکته مهمی برای بیان کردن ندارد. اما در سریال کلاه پهلوی به قول ضرغامی رییس صداوسیما قرار نیست در نگاه اول همه مفاهیم سریال را بفهمید و اگر کنکاش کنید بار دوم و سوم هم می‌توانید مفاهیم مورد نظر فیلمساز را برداشت کنید.

 

کارگردان «کیف انگلیسی» در پاسخ به سوالی درباره ریتم داستان و نبود کشمکش در «کلاه پهلوی» می‌گوید: داستان کشمکش دارد اما این کشمکش‌ها درونی است. اگر شما ضرباهنگ زندگی ایرانی در زمان فعلی را در نظر بگیرید این ضرباهنگ یا ریتم کند است. ما با سوبسید زندگی می‌کنیم و منتظریم پول نفت را بدهند تا بخوریم، رفت و برگشتی که در زندگی اروپایی و آمریکایی می‌بینید در زندگی ایرانی وجود ندارد آن وقت مخاطب انتظار دارد ضرباهنگ فیلم آمریکایی را در زندگی ۸۰ سال پیش فرهنگ ایرانی ببیند.

 

دری این تقاضا برای ریتم تند را خواسته مخاطب پایتخت می‌داند و می‌گوید: تماشاچی آموزش غلطی از فیلم‌های آمریکایی و اروپایی گرفته است و می‌خواهد من هم این آموزش‌ها را در سریالم بگذارم اما این سریال فقط برای مخاطب پایتخت ساخته نشده بلکه برای مردم شهرستان هم هست.

 

حالا کارگردان باید مکانش را تغییر دهند تا حضور امین حیایی را از زاویه‌ای دیگر تصویربرداری کنند. تا این نقل مکان انجام شود، بعضی از خبرنگاران با دیدن امین حیایی سراغ او می‌روند تا گفتگو بگیرند. به امین حیایی می‌گویم دستتان هم که شکسته نشانم می‌دهد که رویش نوشته: رفتم شمال خوردم زمین شکست.

 

قسمت‌های پایانی سریال «کلاه پهلوی» تصویربرداری می‌شود و قرار است تا ساعاتی دیگر حسام نواب صفوی و سارا خویینی‌ها هم برای حضور در جلوی دوربین حاضر شوند. این سریال با حضور متفقین در تهران در سال ۱۳۲۰ تمام می‌شود و از جمعه اول مرداد وارد ۱۰ قسمت پایانی سریال می‌شوید.


مطالب مرتبط :

   
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
دیدگاه ها