دسته: داستانRSS
داستان “کارمند تازه وارد “/ سخنی از چارلز هانل
۱۵ مرداد ۱۳۹۶
بدون دیدگاه

داستان “کارمند تازه وارد “/ سخنی از چارلز هانل

مردی به استخدام یک شرکت بزرگ چند ملیتی درآمد. در اولین روز کار خود ،با کافه تریا تماس گرفت و فریاد زد : «یک فنجان قهوه برای من بیاورید.” صدایی از آن طرف پاسخ داد: «شماره داخلی را اشتباه گرفته ای . می دانی تو با کی داری حرف می زنی؟” کارمند تازه وارد گفت…..

ماجرای نجات چاق ترین مرد جهان و عشق زندگی اش/ تصاویر
۱۳ مرداد ۱۳۹۶
بدون دیدگاه

ماجرای نجات چاق ترین مرد جهان و عشق زندگی اش/ تصاویر

به گزارش فانیگما به نقل از پرداد ، این مرد زمانی یکی از چاقترین مردان دنیا بود و حدود ۲۰۰ کیلوگرم وزن داشت و روزانه بیش از ۲۰ هزار کالری دریافت می کرد. او اکنون بیش از نیمی از وزن خود را از دست داده است تا بتواند به عشق زندگی اش برسد. آقای “میسون”…..

نامه دختر زیبای ۲۴ ساله و پاسخ رئیس ثروتمند
۱۲ مرداد ۱۳۹۶
بدون دیدگاه

نامه دختر زیبای ۲۴ ساله و پاسخ رئیس ثروتمند

یک دختر خانم زیبا خطاب به رئیس شرکت امریکائی ج پ مورگان نامه‌ای بدین مضمون نوشته است: می‌خواهم در آنچه اینجا می‌گویم صادق باشم. من ۲۴ سال دارم. جوان و بسیار زیبا، خوش‌اندام، خوش هیکل، خوش بیان، دارای تحصیلات آکادمیک و مسلط به چند زبان دنیا هستم. آرزو دارم با مردی با درآمد سالانه ۵۰۰…..

وصیت یک مرد پولدار
۵ مرداد ۱۳۹۶
بدون دیدگاه

وصیت یک مرد پولدار

فانیگما – جام کشکول مرد ثروتمند بدون فرزندی بود که به پایان زندگی‌اش رسیده بود،کاغذ و قلمی برداشت تا وصیتنامه خود را بنویسد: (تمام اموالم را برای خواهرم می‌گذارم نه برای برادر زاده‌ام هرگز به خیاط هیچ برای فقیران) اما اجل به او فرصت نداد تا نوشته اش را کامل کند و آنرا نقطه گذاری…..

داستان کوتاه و آموزنده
۱۹ تیر ۱۳۹۶
بدون دیدگاه

داستان کوتاه و آموزنده

چوپان بیچاره خودش را کشت تا آن بز چالاک از آن جوی آب بپرد اما نشد که نشد. او میدانست پریدن این بز از جوی آب همان و پریدن یک گله گوسفند و بز به دنبال آن همان. عرض جوی آب قدری نبود که حیوانی چون آن بز نتواند از آن بگذرد ، نه چوبی…..

بابات هم همین زبان درازی ها را داشت !
۲۴ فروردین ۱۳۹۶
بدون دیدگاه

بابات هم همین زبان درازی ها را داشت !

بابات هم همین زبان درازی ها را داشت , درباره ی آدم زورگو و فریبکاری که برای رسیدن به مقصود ناحق خودش بهانه تراشی کند. بابات هم همین زبان درازی ها را داشت بابات هم همین زبان درازی ها را داشت , که مجبور شدم بخورمش یکی بود، یکی نبود. گرگ گرسنه ای بود که…..

وصیت جالب و خواندنی الکساندر
۱۴ مرداد ۱۳۹۵
بدون دیدگاه

وصیت جالب و خواندنی الکساندر

با وصیت جالب و خواندنی الکساندر آشنا شوید.پادشاه بزرگ یونان، الکساندر، پس از تسخیر کردن حکومت های پادشاهی بسیار، در حال بازگشت به وطن خود بود. در بین راه، بیمار شد و به مدت چند ماه بستری گردید.با نزدیک شدن مرگ، الکساندر دریافت که چقدر پیروزی هایش، سپاه بزرگش، شمشیر تیزش و همه ی ثروتش…..

خاطره شکار آهو به روایت ناصرالدین شاه قاجار
۱۱ مرداد ۱۳۹۵
بدون دیدگاه

خاطره شکار آهو به روایت ناصرالدین شاه قاجار

ناصرالدین شه قاجار از جمله شاهانی بود که زیاد به شکار و تفریح میرفت و در این بین او خاطرات خود را مینوشت. در یکی از خاطرات که در ۱۲۲ سال پیش نوشته نقل می کند :(( صبح از خواب برخاستم رفتم حمام، بعد سوار شدم. باد سردی می‌آمد. همه امرا و شاهزادگان و غیره بودند. با…..

داستان غم انگیز «عشق چیست»؟
۴ مرداد ۱۳۹۵
بدون دیدگاه

داستان غم انگیز «عشق چیست»؟

معلم از دانش آموزان سوال کرد: عشق چیست؟ هیچکس جوابی نداد همه ی کلاس یکباره ساکت شد همه به هم دیگه نگاه می کردند ناگهان لنا یکی از بچه های کلاس آروم سرشو انداخت پایین در حالی که اشک تو چشاش جمع شده بود. لنا ۳ روز بود با کسی حرف نزده بود بغل دستیش…..

حکایت های بهلول
۸ اردیبهشت ۱۳۹۵
بدون دیدگاه

حکایت های بهلول

  داستان ها و حکایت های بهلول بهلول، یکی از عقلای مجانین سدهٔ دوم هجری و معاصر هارون‌الرشید بود. هارون و خلفای دیگر از بهلول موعظه می‌طلبیدند. بهلول را از شاگردان امام کاظم (ع) دانسته‌اند. زمانی که بهلول از سوی هارون‌الرشید در معرض خطر قرار گرفت خود را به جنون زد ولی در مواقع لزوم…..

چرا فردا؟ امروز!
۲۵ فروردین ۱۳۹۴
بدون دیدگاه

چرا فردا؟ امروز!

داستانک چرا فردا؟ امروز! در فرودگاه به انتظار نشسته بودم تا پرواز دوستم به زمین بنشیند و او را به خانه برسانم. اما آن روز تجربه ای نصیبم شد. از آن تجربه  هایی که می تواند زندگی آدم را زیر و رو کند. آن تجربه درست در دو قدمی من اتفاق افتاد. توجهم به مردی …..

داستان آمونده اشک رایگان
۲۰ اسفند ۱۳۹۳
بدون دیدگاه

داستان آمونده اشک رایگان

یک مرد عرب سگی داشت که در حال مردن بود. او در میان راه نشسته بود و برای سگ خود گریه می‌کرد. گدایی از آنجا می‌گذشت، از مرد عرب پرسید: چرا گریه می‌کنی؟ عرب گفت: این سگ وفادار من، پیش چشمم جان می‌دهد. این سگ روزها برایم شکار می‌کرد و شب‌ها نگهبان من بود و…..

داستان آموزنده جزیره سبز و گاو غمگین
۱۴ اسفند ۱۳۹۳
بدون دیدگاه

داستان آموزنده جزیره سبز و گاو غمگین

جزیره سرسبز و پر علف است که در آن گاوی خوش خوراک زندگی می‌کند. هر روز از صبح تا شب علف صحرا را می‌خورد و چاق و فربه می‌شود. هنگام شب که به استراحت مشغول است یکسره در غم فرداست.آیا فردا چیزی برای خوردن پیدا خواهم کرد؟ او از این غصه تا صبح رنج می‌برد…..

داستان جالب:عشق منطقی!
۲۲ بهمن ۱۳۹۳
بدون دیدگاه

داستان جالب:عشق منطقی!

وقتی از او پرسیدند که چطور است که او غمگین نیست، او جواب داد: «چرا باید احساس بدی داشته باشم؟ جوانی بود که عاشق دختری بود. دختر خیلی زیبا و زرق و برق دار نبود، اما برای این جوان همه چیز بود. جوان همیشه خواب دختر را می‌دید که باقی عمرش را با او سپری…..

معمای سکه تقلبی!
۹ بهمن ۱۳۹۳
بدون دیدگاه

معمای سکه تقلبی!

۱۲ سکه داریم که یکی از آنها تقلبی است (معلوم نیست سنگین تر از بقیه است یا سبکتر) میخواهیم با سه بار وزن کردن اون سکه تقلبی رو پیدا کنیم. ♦♦♦♦ ♦♦♦♦ ♦♦♦♦ ♦♦♦♦ ♦♦♦♦ ♦♦♦♦ ♦♦♦♦ ♦♦♦♦ ♦♦♦♦ ♦♦♦♦ ♦♦♦♦ ♦♦♦♦ ♦♦♦♦ ♦♦♦♦ ♦♦♦♦ ♦♦♦♦ ♦♦♦♦ ♦♦♦♦ راه حل معما : ۱۲ سکه را…..

داستان‌های خواندنی: متشکرم!
۹ بهمن ۱۳۹۳
بدون دیدگاه

داستان‌های خواندنی: متشکرم!

در این مطلب شما را به خواندن داستان کوتاه «متشکرم» اثر آنتوان چخوف، در سالروز تولد این نویسنده بزرگ دعوت می‌کنیم. ” همین چند روز پیش، “یولیا واسیلی اونا” پرستار بچه‌هایم را به اتاقم دعوت کردم تا با او تسویه حساب کنم.   به او گفتم: – بنشینید یولیا.می‌دانم که دست و بالتان خالی است،…..

معما : هر کسی چه کاره است؟!
۱ بهمن ۱۳۹۳
بدون دیدگاه

معما : هر کسی چه کاره است؟!

سعیده و ساناز و گلناز و حمیرا خدمه یک پرواز(خلبان وکمک خلبان و هوانورد ومهندس پرواز) هستند. با توجه به اطلاعات زیر تشخیص بدید هرکس چه کاره است؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ۱-خلبان و کمک خلبان دو ستان نزدیک اند. ۲- سعیده و حمیرا دوستان نزدیک نیستند. ۳- شوهر خانم مهندس پرواز یکی از مسافران است. ۴- سعیده و…..