خواب پادشاه عربستان برای حزب الله

ب

مساله ای که آشکار است، ایفای نقش بسیار موثر اما نهان و موذیانه و صد البته مخرب آل سعود با همکاری موساد در رابطه با همه این بمب گذاری ها است که تاکنون اسناد و مدارک بسیاری درباره آن افشا شده است.

آنچه که  امروز در لبنان می گذرد، نتیجه سیاست خارجی تهاجمی عربستان سعودی در این کشور است. پادشاه عربستان که سرشکسته از تحقق اهداف سیاست خارجی خویش در سوریه می باشد، به طور مرموزی از مدت ها پیش درپی سازماندهی یک بازی نا متعارف با «حاصل جمع جبری صفری» یعنی برد و باخت در لبنان بوده است؛ یعنی برد جریان های وابسته به آل سعود به ویژه جریان ۱۴ مارس که اعضای شاخص آن از جمله سعد الحریری ،رئیس المستقبل که همچنان در ریاض اقامت دارد و فؤاد سنیوره و سمیر جعجع سرکرده فالانژیست های سابق که سابقه همکاری و همدستی با رژیم صهیونیستی را در کارنامه خود دارند و در نقطه مقابل باخت حزب الله که دشمن دیرینه عربستان به حساب می آید.

سریال انفجارهای دنباله دار در لبنان

از نیمه دوم سال ۲۰۱۳ میلادی تاکنون عرصه داخلی لبنان به آبستن حوادث و صحنه بمب گذاری های تروریستی و انفجارهای انتحاری و خرابکارانه مبدل شده و در طی این شش ماه شرایط دشواری را در پشت سر گذاشته است؛ شرایطی که بی ثباتی و سلب امنیت و آرامش از جامعه و ایجاد بدبینی، شبهه افکنی و اصطکاک در بین گروه های مختلف سیاسی نسبت به همدیگر که نوک حمله آن ها به سمت حزب الله نشانه رود،  از جمله خروجی های مهم آن بوده است؛ خروجی هایی که بطور دقیق می توان اهداف از پیش تعیین شده عربستان در لبنان که برای محقق سازی اش هزینه های میلیاردی خرج کرده است را در چارچوب آن ها مورد ارزیابی قرار داد.

انفجار

در  این مدت  هرروز شاهد کشف و ضبط بمب به دست  نیروهای امنیتی و دولتی و هرماه نظاره گر وقوع انفجارهای مهیب در نقاط مختلف لبنان بوده ایم؛ سلسله بمب‌ گذاری‌ها و انفجارهای مرگباری که بیشتر به بازی رفت و برگشت مسابقات ورزشی شبیه شده اند که به نوبت، دور نخست در مناطق شیعه نشین و دور بعد درمناطق سنی‌ نشین اتفاق می‌افتد. برای نمونه می‌ توان به انفجارهای بئرعبد، رویس، سفارت جمهوری اسلامی ایران، ترور حسن اللقیس از فرماندهان حزب الله در مناطق شیعه نشین بیروت و انفجار مسجد تقوی در طرابلس و حمله به ایست بازرسی ارتش در صیدا و انفجار در مقابل دفتر مرکزی حزب ۱۴ مارس و ترور محمد شطح مشاور سعد حریری و وزیر دارایی پیشین لبنان در مرکز بیروت که مناطق‌ سنی‌نشین هستند و در نهایت انفجارهای تروریستی حاره حریک در ضاحیه بیروت، اشاره کرد.

عربستان، پشت پرده ایجاد ناامنی و بحران سیاسی در لبنان

مسأله ای که در این بین عیان است، ایفای نقش بسیار مؤثر اما نهان و موذیانه و صد البته مخرب آل سعود با همکاری موساد در رابطه با همه  این بمب گذاری ها است  که تاکنون درباره  آن اسناد و مدارک بسیاری افشا شده و مطالب فراوانی هم در رسانه های مختلف سمعی و بصری منطقه و غرب گفته شده است. بنابراین در این که آل سعود به موتور محرک و طراح و پشتیبان اصلی انفجارهای تروریستی شش ماه گذشته لبنان از بئرعبد گرفته تا ضاحیه بیروت مبدل شده است، نمی توان هیچ شک و تردیدی روا داشت.

اما با اینهمه سؤالی که در اینجا مطرح است ، مربوط به اهداف و مقاصدی است که سعودی ها از دست زدن به چنین تحرکاتی، در پی پیاده سازی آن ها می باشند. ضمن اینکه به همه این اقدامات باید کمک هنگفت ۳ میلیارد دلاری پادشاه عربستان به ارتش لبنان را که به فاصله اندک و معناداری پس از حمله تروریستی علیه محمد شطح انجام گرفت را نیز اضافه کرد که نفس و محدوده زمانی اعطای چنین کمکی نیز می تواند پرده از واقعیات دیگری کنار زند.

حال باید پرسید، جناب پادشاه این همه دست و دل بازی فریبکارانه آنهم پس شش ماه دسیسه افکنی در لبنان برای چیست؟

عربستان

مهار حزب الله، هدف غایی عربستان در لبنان

در پرسش به این پاسخ باید تأکید کرد که همه این اقدامات ازنقش آفرینی های پشت پرده در انواع و اقسام انفجارهای انتحاری و تروریستی گرفته تا بخشش هدایای کلان به ارتش لبنان همه و همه در راستای یک هدف مشترک و دیرینه انجام می گیرد. هدفی که می توان آن را تضعیف موقعیت و ماهیت حضور و عملکرد حزب الله و به انزوا کشانیدن این مجموعه بزرگ و تأثیرگذار در معادلات امنیتی و سیاسی جاری در لبنان نامید که پایگاه مردمی آن در بین لبنانی ها و حضور اعلام شده و قابل دفاع نیروهایش در سوریه که جهت مقابله با گروه های تکفیری و سلفی و مهار تروریسم در حال مبارزه هستند، بطور فزاینده ای پیشبرد بخش عمده ای از طرح های در دست اجرای آل سعود در منطقه و سوریه را با بن بست مواجه ساخته است. در حقیقت پادشاه عربستان در پی آن بر آمده تا تلافی سوریه را از سر حزب الله در آورد و عقده خویش را بر سر این گروه خالی کند.

ترسیم فضای ترور، گام نخست آل سعودی برای مهار حزب الله

آنچه عیان است این که سیاست خارجی سعودی برای تحقق این مهم یعنی مهار حزب الله از دو طریق دست به کار شده است. نخست ایجاد فضای ناامنی و بی ثباتی از طریق ترور تا انگشت اتهام را به سمت حزب الله نشانه رود و بدین طریق این گروه را از معادلات جاری لبنان بخصوص در رابطه با تشکیل دولت خارج ساخته و به انزوا براند. چنانکه این مسأله بویژه در ترور محمد شطح از اعضای شاخص گروه ۱۴ مارس و حزب المستقبل که در اصل با هماهنگی دستگاه های اطلاعاتی عربستان صورت گرفت، بدون اینکه سندی در این زمینه موجود باشد و بی آنکه حزب الله در انجام این ترور دست داشته باشد، بلافاصله آن را به حزب الله نسبت داده و این گروه را متهم به ایجاد اختلاف و بی ثباتی و دامن زدن به ناامنی می کنند.

بن سلطان

برخی منابع غربی و نیز نیروهای لبنانی نزدیک به غرب و عربستان سعودی برای آنکه این مسأله را در افکار عمومی درست جلوه بدهند، مطالبی را هم جعل می کنند. جعلیاتی از این دست که محمد شطح در آخرین جمله ای که در اکانت خودش در فیسبوک یا توییتر نوشته، از حزب الله انتقاد کرده و خواسته که از سوریه خارج شود یا اینکه محمد شطح نامه ای به رئیس جمهور ایران نوشته از وی خواسته تا کمک کند که حزب الله از سوریه خارج شود. برای همین است که سعد الحریری رئیس گروه ۱۴ مارس که همواره از حزب‌الله به دلیل کمک به نیروهای سوری انتقاد می‌کند، تنها لحظاتی پس از وقوع انفجار در بیروت و کشته شدن محمد شطح یکی از اعضای عالی‌رتبه ائتلافش، به دروغ حزب‌الله را مسؤل این حادثه دانست. این در حالیست که با بازداشت سارقان اتومبیلی که در ترور محمد شطح استفاده شده بود مشخص شد که این حمله را گروه تکفیری «فتح‌الاسلام» اجرا کرده است و طراح این حمله سازمان اطلاعات عربستان و مجری آن تکفیری‌های اردنی بوده‌اند.

البته نباید فراموش کرد که مشکل سعد الحریری با ماهیت وجودی حزب‌الله است و لبه تیز انتقادات ائتلاف ۱۴ مارس نیز همواره به سمت حزب‌الله بوده است. این حزب که بر تشکیل دولت تمام عیار ۱۴ مارسی و بدون مشارکت حزب‌الله تأکید دارد، اکنون توانسته بعد از ترور در جریان ۱۴، یک وحدت نظر که البته کاملاً شکننده است، در مورد عدم مشارکت حزب‌الله ایجاد کند و این دقیقاً همان چیزی است که عربستان سعودی مدت هاست رؤیای تحقق آن را در سر می پروراند. یعنی کیش و سپس مات نمودن حزب الله و تشکیل کابینه ای در لبنان که اثری از حزب الله در آن نباشد غافل از اینکه تحقق این امر نیز اگر خوشبینانه نگاه کنیم تحت هیچ شرایطی امکان پذیر نیست. چرا که در صفحه شطرنج لبنان، آخر کسی که مات می شود عربستان است نه حزب الله.

کمک های مالی سعودی به ارتش، گام بعدی برای تضعیف حزب الله  

علاوه بر اقدامات فوق، همچنین عربستان سعودی به دولت لبنان وعده داده که ۳ میلیارد دلار کمک مالی را برای تقویت ارتش این کشور در اختیار بیروت بگذارد که می توان آن را به عنوان طرحی مشخص برای مقابله با نفوذ رو به گسترش حزب الله لبنان قلمداد نمود. اهمیت این مبلغ، هنگامی بهتر آشکار می شود که توجه داشته باشیم، بودجه سال ۲۰۱۲ لبنان، حدود ۷ میلیارد دلار بوده است! جالب تر اینکه کمک مالی سعودی ها به لبنان، حتی از کمک مالی یک میلیارد دلاری آمریکا نیز که از سال ۲۰۰۶ تاکنون در اختیار دولت لبنان قرار گرفته، بیشتر است!

عربستان

در واقع کمک ۳ میلیارد دلاری به ارتش لبنان که هنوز مجهزبه سلاح های سنگین و نیروی هوایی و دریایی مؤثر نیست و اساساً نیز تجهیز ارتش به اینگونه سلاح ها بر اساس یک قانون نانوشته ممنوع است، نه از سردلسوزی برای ارتش و دولت که در حقیقت تشکیل ارتشی قدرتمند و سعودی در لبنان برای مقابله با حزب الله می باشد. لذا این کمک مالی ملوکانه با آن رقم سرسام آور، در اصل سناریویی است که به منظوراعمال چالشی مستقیم علیه حزب الله طراحی شده تا افزون برآن توانایی تغییر توازن قوا در لبنان و کل منطقه را نیزدارا بوده و از این پتانسیل نیز برخوردار باشد که به تنش های فرقه ای و سیاسی در منطقه که به واسطه بحران سوریه تشدید شده است، دامن بزند، ضمن اینکه تشکیل دولتی درلبنان مبتنی بر دیدگاه های و خواسته های طرف های سعودی را به با شرط و شروط هایی که خاندان سعودی خواهند گذاشت که کابینه منهای حضور حزب الله سرفصل اصلی این شرط هاست، پیش ببرد، بگونه ای که با ارسال کمک های تسلیحاتی به ارتش لبنان، جریان های مخالف مقاومت اسلامی را هم وادار کند تا سناریوی خلع سلاح حزب الله که به قول میشل سلیمان دیگر به حرف های وی گوش نمی کند بلکه دیگر قادر به کنترل این جنبش نیست را کلید بزنند.

غافل از اینکه ارتش لبنان که تا این لحظه ثابت کرده که ارتش ملی و وطن خواه است و همیشه درکنارمقاومت بوده، لذا امکان ندارد علیه مقاومت اقدام کند. مضاف بر اینکه هیچ ارتشی قادر نیست به مقاومت ضربه بزند. درتابستان سال ۲۰۰۶ در جنگ ۳۳ روزه شاهد بودیم جنگی که علیه مقاومت در لبنان انجام شد، یک جنگ جهانی با حضور آمریکایی ها، فرانسوی ها، انگلیسی ها، رژیم صهیونیستی و حتی با همکاری عربستان سعودی، مصر، امارات و اردن بود. این تعداد از  ارتش ها و کمک ها نتوانستند مقاومت را که بخش لاینفکی از امنیت و ثبات لبنان است و نه ناامنی و بی ثباتی، به زانو در بیاورند و مقاومت پیروز شد. بنابراین اینکه از طریق این کمک ها ارتش را در برابر مقاومت قرار بدهند، چیزی غیر ممکن است.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.