خانه / ورزش / برآورد اشتباه سفید و سبزها

برآورد اشتباه سفید و سبزها

برآورد اشتباه سفید و سبزها

آی اسپورت – رویکرد ذوب‌آهن به یک مربی خارجی جدید (میودراگ رادولوویچ مونته‌نگرویی) در حالی که فقط ۱۴هفته از فصل جاری لیگ برتر فوتبال کشور باقی مانده، اقدامی است که شاید به‌جای اثر مثبت تأثیر معکوسی بر سرنوشت سفید و سبزهای اصفهانی داشته باشد. شاید پذیرفتن خواسته بعضی مسن‌ترهای ذوب‌آهن مبنی بر لزوم بازگرداندن علیرضا منصوریان از دید مدیران ذوب قابل اجرا نبوده باشد اما اگر هم قرار بود که ذوبی‌ها به یک مربی جدید روی بیاورند و با فردی به جز علی منصور کار کنند، به سبب ضیق وقت باید یک مربی ایرانی را بر‌می‌گزیدند یا به معدود خارجی‌هایی روی می‌آوردند که به سبب پیشینه کارشان در ایران با فضای فوتبال ما کاملاً آشنا باشند و بدانند که چه باید انجام بدهند. اینک مردی سکاندار ذوب‌آهن شده که یک تازه‌وارد تمام‌عیار در فوتبال ایران به حساب می‌آید و از مناسبات اینجا سر در نمی‌آورد. رقبای ذوب‌آهن، زمین‌ها و شرایط هر استان را نمی‌شناسد و نمی‌داند که از کدام موارد پرهیز کند و به چه چیزهایی روی بیاورد. وی حتی نمی‌داند کدام تاکتیک‌ها برای ذوب‌آهن مناسب‌تر است و تناسب هر تاکتیک متخذه البته به روش کار تیم‌های مقابل هم مربوط می‌شود و مربی جدید ذوبی‌ها در این زمینه یک بی‌اطلاع محض است.

آنچه عقل حکم می‌کرد

عقل حکم می‌‌کرد که محمدی مدیرعامل جوان ذوب‌آهن و همکارانش به سبب شرایط سخت و خطیر تیم‌شان و وقت اندک برای ترمیم امور و با احتساب اهمیت ابقا در لیگ برتر با یک مربی ایرانی کاملاً آشنا با شرایط لیگ کنار می‌آمدند و عنان کار را به دست وی می‌سپردند و اگر هم اعتقاد به سپردن کارها به یک مربی خارجی را داشتند، برای این مهم شروع فصل بعد را بر‌می‌گزیدند و در آن زمان مربی جدید خارجی ذوب‌آهن وقت به اندازه کافی می‌داشت تا همه چیز را شخصاً بسنجد، با شرایط آشنا شود، از خصوصیات لیگ و نیازهای تیمش کسب اطلاع کند و درباره تیم‌های رقیب نیز اطلاعاتی را بیندوزد. دو سه ماه کار پیوسته در ایام پیش فصل می‌توانست مربی خارجی ذوبی‌ها را به درجه‌ای و حدود لازم برای هدایت موفقیت‌آمیز آنان برساند اما اینک که این مربی عملاً وقتی باز و فراخ برای شروع کارش ندارد، مجبور است در اسرع وقت به کارهایی بپردازد که برای شروع هدایت هر تیمی لازم است و آشنا شدن با تک‌تک نفرات تیم و طراحی تاکتیک‌ها بر اساس خصوصیاتی که دارند و کارهای اولیه‌ای از این دست تنها چیزهایی است که از این مربی جدید بر‌می‌آید.

نقش مهم‌تر بازیکنان

از آنجا که رادولوویچ نمی‌داند حریفان چگونه‌اند و در هر شهر که فضای متفاوتی دارد چطور باید بازی کرد، هر نتیجه‌ای که ذوب در ادامه فصل بگیرد، بیش از آنکه محصول دانش -ناکافی- مربی جدید ذوبی‌ها باشد برخاسته از توان ذاتی بازیکنان و روش‌هایی است که آنها برای هر دیدار مناسب‌تر می‌دانند و در اینگونه موارد نقش سرمربی اندک و سهم و جای سایرین عمده‌تر می‌شود. از زمان رفتن سعید آذری به جنوب کشور و انتصاب وی به‌عنوان مدیرعامل فولاد خوزستان، روال کارها در ذوب‌آهن نظمی را نیافته که گمان می‌رفت در دوره پس ‌از رفتن آذری حاصل خواهد آمد. شاید ابقای آذری می‌توانست با اتخاذ تصمیم‌هایی بهتر برای ذوبی‌ها همراه شود و ذوب را با شرایط فکری بهتر و به‌تبع آن با برنامه‌هایی غنی‌تر راهی میدان‌های بعدی کند اما آنچه اینک در ذوب جریان دارد و رویکرد به یک خارجی -‌و‌لو خوب- نشان می‌‌دهد که سران این باشگاه اصفهانی بر‌خلاف اوضاع بسیار بهترشان طی اکثر زمان‌ها در دو دهه اخیر تسلط لازم را بر امور ندارند و به تبع آن تصمیم‌های چندان درستی را هم نمی‌گیرند.

نوعی خودزنی

با اینکه امکان کسب نتایج لازم با این مربی خارجی جدید هم وجود دارد و شاید با وی نیز بتوان در لیگ برتر ماندنی شد و تا نیمه‌های جدول بالا آمد و اصولاً در فوتبال و در کل ورزش‌ها هر اتفاقی امکانپذیر است اما اگر هدف از اتفاقات اخیر رسیدن به سطح بهتری از هدایت فنی ذوبی‌ها و داشتن یک کادر فنی کارآمدتر بود، با انتصاب مربی فعلی لااقل در کوتاه‌مدت چنین حاصلی بر‌جای نمی‌ماند. ذوبی‌ها البته رزومه‌ای پر‌و‌پیمان از رادولوویچ را به رسانه‌ها ارائه داده و بر فتوحات و دستاوردهای متعدد قبلی این مربی ۵۲ ساله پای فشرده‌اند اما این فتوحات تضمینی بر توفیق وی در ایران در مهلت اندکی که دارد، نیست و بر‌عکس احتمال ناکامی او بیشتر است و در آن صورت حفظ وی برای فصل بعد هم براساس قرارداد یک سال و نیمه وی سخت‌تر خواهد شد و این به معنای مستقیم و صریح کوتاه کردن عمر کاری وی و نوعی خودزنی آشکار و البته هدر دادن پولی هنگفت است. کارهایی که البته اکثر تیم‌های ایرانی در انجام آن تخصص دارند.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *