سینما

“هانيه توسلي” تا كي قرار است نقش يك همسر خائن را بازي كند؟+ تصاویر

به گزارش فانیگما : به نقل از باشگاه خبرنگاران،  مجيد(فرهاد اصلاني) يك مرد معتاد است كه به همسرش پونه(هانيه توسلي) مشكوك مي شود و در انتهاي قصه مي فهميم شك او درست بوده و پونه با كسي كه به بهانه تدريس خصوصي فتوشاپ مي آورد رابطه داشته.
اواخر فيلم آن معلم فتوشاب به آلمان مي رود و چندي بعد پونه با نامه اي جداشدن از مجيد را اعلام مي كند و حتي مهريه اش را مي بخشد.
blank
بعد نمايي از داخل هواپيما نشان داده مي شود كه اين يعني پونه هم به دنبال آن مرد به آلمان مي رود.
سوال از اينكه (آيا شك مجيد نسبت به همسرش بجا بوده يا نه؟) قرار است مخاطب را طوري كنجاور كند كه در پي يافتن جواب آن تا انتهاي فيلم بيايد.
فيلم هاتف علي مرداني سرمايه گذاري اصلي اش را روي كنجكاو كردن مخاطب انجام داده و روي همين حساب ابدا به شخصيت پونه نزديك نمي شود تا معماي غصه زودتر از موعدش لو نرود و مخاطب انگيزه اي داشته باشد كه فيلم را تا انتهاي آن تماشا كند.
خب! پونه شخصيت پردازي نمي شود پس يعني اين فيلم روشنفكري نيست.
در سينماي روشنفكري هنگامي كه مسئله خيانت موضوع كار قرار بگيرد (چه از نوع آسيب شناسانه اش و چه از نوع توجيه گر آن)، به مسئله نگاهي روانشناختي و جامعه شناختي مي شود تا ريشه ها و علل آن مورد بررسي قرار گيرد.
در نهايت كار هم فيلم ساز مي تواند يا نتيجه خودش را بگيرد و يا نتيجه را درحالي به مخاطب واگذار كند كه خودش صرفا نقش ايجاد كننده‌ي يك بحث دامنه دار را ايفا كرده.
اما “به خاطر پونه” فيلمي كاملا اسكاپ و تفريحي است كه خيلي سعي كرده ژست روشنفكري بگيرد؛
به خانواده مجيد پرداخته، به مسئله اعتياد او، به نامزدي خواهر پونه و چندين و چند ريز و درشت ديگر كه مي خواهند اصل مطلب را كه طرحي فارسي واني است با زرورق هاي روشنفكرانه كادوپيچ كنند.
البته حتي هيچ كدام از اين مسائل كه به آنها پرداخته شده هم كامل و عميق نمي شود.
سيم كشي قصه هم كاملا برعكس است و به جاي اينكه اصل مطلب (يعني شك مجيد كه نهايتا مي فهميم به جا بوده) در كانون فيلم قرار بگيرد و از رهگذر اين مطلب اصلي به مسائل ديگر هم گريز زده شود، ما با رويه اي كاملا سروته طرفيم و از چندين مسئله ريز و درشت ديگر به مطلب اصلي گريز زده مي شود. طوري كه تا اواخر فيلم مطمئن نيستيم بالاخره قضيه اصلي خيانت زوجه است؛
يا اعتياد مجيد توهم يكي از عوارض آن است؟
يا تفاوت فرهنگ خانواده ها كه باعث اختلافاتي بين پونه و همسرش شده؟
يا مشكلات اقتصادي يك مرد به زندگي اش را دچار چالش هاي فرعي ديگري مي كند؟
و يا …؟
blank
اين طور مي شود كه حتي معماي فارسي واني قصه هم به لحاظ برانگيختن كنجكاوي تأثيرخودش را نمي گذارد و فيلم در برزخي ميان قصه هاي روشنفكري قصه هاي عامه پسند خيانت محور، نه اين مي شود و نه آن.
اين فيلم از نظر فني هم زير خط نرمال بود.
اولين فاجعه از نوع نگارش فيلمنامه شروع مي شود.
ما مرتب با فلاش بك مواجه ايم و صحنه هاي فلاش بك كاملا بي دليل به فرازهاي ديگري از زمان مربوط به روايت، فروارد مي شوند طوري كه انگار نويسنده كار بدون نشانه گيري قطعات زماني قصه را قلاب سنگ كرده.
اين رفت و برگشت هاي زماني، فقط يك دليل دارد؛
نويسنده كار نمي توانسته ايده اي منظم در ذهن داشته باشد و براي آن بياني سرراست پيدا كند.
موارد ديگر اين فيلم را از لحاظ فني مي شود همينطور بررسي كرد.
دوربين روي دست آن يك دليل اصلي بيشتر ندارد؛
كارگردان ميزانسن كه بلد نيست هيچ، حتي قاب‌بندي و انتخاب زاويه دوربين را هم نمي داند.
نماهاي طولاني كار هم فقط يك دليل دارد؛
كارگردان دكوپاژ و مونتاژ بلد نيست.
شكستن روايت خطي، دوربين روي دست، و نماهاي طولاني از جمله خصوصيات سينماي روشنفكري هستند اما “به خاطر پونه” فيلمي از آن دست نيست بلكه سازنده آن فقط مي خواسته براي نابلدي هايش توجيهاتي روشنفكري دست و پا كند مثل كسي كه چون وزن و قافيه را بلد نيست دم از شعر نو مي زند. درحالي كه با فلسفه نوآورانه آن ناآشنا است.
يك نكته هم مي توان درباره اين فيلم گفت كه مربوط مي شود به دو بازيگر مشهور در آن يعني هانيه توسلي و فرهاد اصلاني.
هردو اين افراد بازيگراني توانا هستند و حتي در اينجا هم سطح بازي اين دو نفر از تراز فيلم بالاتر بود.
حتي بايد گفت غير از توسلي و اصلاني هيچ يك از هنرپيشه هاي ديگر قابل تحمل نبودند.
اما نكته اي كه مي خواهم به آن اشاره كنم اينجاست؛
در اين فيلم سكانسي هست كه مجيد بعد از مدتي كه با پونه قهر بوده به خانه مادري او مي رود تا با هم صحبت كنند.
پونه مريض است كه چند روزي مي شود كه در بستر افتاده.
blank
وقتي مجيد غافلگيرانه وارد اتاق مي شود پونه چشمانش را باز مي كند و از خواب بيدار مي شود.
اگر اين فيلم را ديده ايد بايد بپرسم به نظر شما كسي كه مريض است و به علاوه چند ساعتي مي شود كه خوابيده، براي دراز كشيدن در رختخواب تا اين حد شيك و تر وتميز لباس مي پوشد و صورتي تا اين حد آراسته دارد؟ موردي كه به آن اشاره شد يك نمونه بود از موارد متعددي كه لباس پوشيدن و آراستگي پونه از نظر منطق داستاني هيچ توجيهي نداشت و تنها دليل اين نوع از پوشش و آراستگي را مي توان تلاش كارگردان دانست در  استفاده از اغواگري زنانه بازيگرش براي جلب مخاطب، البته چه نوع مخاطبي؟!
سينماي ما در چند سال گذشته و در دوره اخير مديريتي كه چند وقت است به پايان رسيده از جرأت نقادي اش كاسته و به جاي‌آن سمت جاذبه هاي اين چنيني رفته.
البته درست تر است اگر بگوييم سينما از جرأت خود نكاسته بود بلكه فيلم سازان نقاد و حقيقت گوي آن اجازه كار نداشتند و در عوض ميدان به دست كساني افتاد كه حاضر بودند به اين شرايط تن در دهند اما آن دوره تمام شده و امروز همه مي پرسند؛
تا كي قرار است ما در سينماي ما از جذابيت هاي ظاهري زنان جوان براي جذب مخاطب استفاده كنيم؟
“هانيه توسلي” در “شبهاي روشن” چهره‌ي زني اثيري را پيدا كرد اما او را چند وقتي است در نقش زنهاي فن فاتال يا همسران خائن مي بينيم.
البته مي توان اميد داشت كه اين روند در كار او توقف بگيرد چون اين هنرپيشه آنقدر از قابليت هاي فني در كار خود بهره مند هست كه نخواهد از اغواگري هاي زنانه براي ديده شدن استفاده كند.
البته را هم بايد گفت كه “دهليز” در كارنامه كاري توسلي اثري است كه شايد بتواند مسير پيشنهادها به اين هنرپيشه و تبعا انتخاب هاي خود او را عوض كند./ي2

يادداشت از: ميلاد جليل زاده.

بخوانید:  بازیگر معروف مرد به یک بیماری نادر دچار شد +عکس

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا