یکشنبه , ۴ آبان ۱۳۹۹

علت ممنوع التصویری شجریان چه بود ؟

داستان ایجاد محدودیت برای شجریان به سال ۸۸ و حوادث تلخ آن برمی گردد. در آن زمان شجریان چیزهایی را گفت که به دور از موازین معمول بود که باعث مغضوب  شدن استاد و حتی ممنوعیت اجرای وی شد.

در اینجا چند مورد قابل توجه است:

۱- آنچه شجریان گفته است لزوماً تأیید نخواهد شد. وی شهروندی مانند ۸۰ میلیون ایرانی دیگر است که طبق قانون اساسی از کلیه حقوق شهروندی از جمله آزادی بیان برخوردار است.
بنابراین ، بدون اینکه بخواهیم سخنان وی را تأیید کنیم ، باید بگوییم که وی با نگاهی مترقی به مسئله آزادی بیان از دیدگاه اسلام ناب ، وی فقط از حق آزادی بیان استفاده کرده و نظر خود را بیان کرده است. به عبارت دیگر ، او فقط صحبت کرد و هیچ اقدامی خرابکارانه انجام نداد.

حضرت علی (ع) نیز با مخالفان حکومتش تا وقتی که درمقام حرف و نقد بودند، مدارا می کرد و صرفاً زمانی علیه آنها اقدام عملی کرد که دست به شمشیر بردند.

یک بار، یکی از خوارج در میان خطبه های حضرت علی(ع)، از جا برخاست و علیه ایشان سخن گفت. اصحاب خواستند با او برخورد کنند ولی امام (ع)، فرمودند که او فقط حرف زده است و کسی حق ندارد متعرضش بشود.
امام علی(ع)، نه تنها مخالفان حکومتش را تحمل کرد بلکه حقوق شان از بیت المال نیز پرداخت می کرد، چه رسد به این که نگذارد به کار و حرفه شان برسند.

حال، آنها خوارج و دشمنان قسم خورده امام علی(ع) بودند و اینجا، حداکثر با شهروندانی مواجه هستیم که فقط نظراتشان با نظرات رسمی همخوانی ندارد. آنها خوارج خشک مغزی بودند که بعدها دست شان به خون مردم نیز آلوده شد ولی اینجا با یک هنرمند اصیل به نام شجریان طرف هستیم که عمرش را پای حفظ هنر ایرن مرز و بوم گذاشته و هر چند که در بسیاری از کشورهای برایش فرش قرمز پهن است، ماندن در وطن را بر زرق و برق دیگران ترجیح داده است.

آیا برخورد با این هنرمند، آن هم به واسطه این که ۵ سال پیش در جایی حرفی زده است، تبعیت از الگوی همیشگی تاریخ، امام علی(ع) است؟
یا نام مسلمان و شیعه از خود بگیریم و هر چه خواستیم بکنیم ، یا تمام قد از علی(ع) تبعیت کنیم؛ هر راه سومی ، به وهن دین می انجامد.

 

۲ – گذشته از جنبه دینی ماجرا، وضع کنندگان این ممنوعیت که داعیه نظام و انقلاب هم دارند، به این سؤال پاسخ دهند که ممنوع کردن بزرگ ترین استاد آواز سنتی ایران از خواندن در کشورش و برای مردم کشورش، خدمت به نظام است یا عاملی برای بدبینی میلیون ها ایرانی دوستدار هنر؟!

آیا در شأن نظام بزرگ جمهوری اسلامی ایران است که قدرت خود را به رخ یک هنرمند ۷۵ ساله بکشد و مانع از خواندن او بشود؟ این چه افتخاری می تواند برای نظام و انقلاب و دستگاه های حکومتی و امنیتی باشد؟! اصلاً مگر از نظر عده ای نظام از یک خواننده سنتی هم واهمه دارد؟!

نه به خاطر شجریان و نه به خاطر هنر ، که به خاطر حفط حرمت و آبروی جمهوری اسلامی هم که شده ، باید این ممنوعیت را برداشت تا در تاریخ ننویسند که استاد شجریان(که عمرش دراز باد) در حالی درگذشت که در کشورش حق خواندن نداشت؛ این برای جمهوری اسلامی خوب نیست (مگر آن که عده ای برای جمهوری اسلامی، بد بخواهند).

۳ – گیریم که شجریان جرمی مرتکب شده باشد. کشور قانون دارد و صرفاً باید در چارچوب آن حرکت کرد. شجریان هم مانند بقیه مردم در برابر قانون یکسان است. حال کجای قانون گفته است که اگر کسی حرفی زد – ولو مجرمانه – باید او را از کار و حرفه اش منع کرد؟
خواندن و برگزاری کنسرت، حرفه و تخصص شجریان است و کسی حق منع افراد از حرفه شان را ندارد.
حتی در قانون آمده است کسی که محکومیت مالی دارد و باید اموالش را حراج کنند، حق دارد وسائلی که مربوط به حرفه و کارش هست را از حراج معاف دارد چرا که فروش آنها ، به معنای محرومیت وی از حرفه اش هست.

محرومیت از حرفه و کار و تخصص، تنها در موردی، آن هم به حکم مراجع صالحه متصور است که پرداختن فرد به حرفه اش، متضمن آسیب به دیگری باشد مانند پزشکی که در طبابت خویش مدام کوتاهی می کند و جان بیماران را به خطر می اندازد که در این صورت، ممکن است آخرین حکم، منع پزشک از طبابت باشد که این هم یک استثناست.
حال اگر شجریان کنسرتی بگذارد، به چه کسی آسیب می رسد؟ و اساساً نظر وی درباره یک موضوع سیاسی، چه ربطی به کنسرت و موسیقی و آواز دارد؟!

منبع: عصر ایران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *