ماجرای از خود گذشتگی حضرت علی در شب هجرت پیامبر + عکس

ماجرای از خود گذشتگی حضرت علی در شب هجرت پیامبر

ماجرای ایثار امام علی (ع) در شب هجرت پیامبر (ص) چیست؟ این سوالی است که در کتاب هدیه های آسمانی هفتم مطرح شده است. در ادامه این مقاله ، به شرح این واقعه پرداخته ایم.

لَیلَهُ المَبیت، شبی که امام علی (ع) برای حفظ جان پیامبر (ص) در بستر ایشان خوابید. مشرکان قصد داشتند در این شب، دسته‌جمعی به خانه پیامبر حمله کنند و او را به قتل برسانند. به درخواست پیامبر (ص)، امام علی (ع) در بستر ایشان خوابید و در نتیجه مشرکان متوجه عدم حضور پیامبر نشدند و رسول خدا (ص) توانست در آن شب به سمت یثرب هجرت کند. بسیاری از مفسران، شأن نزول آیه شراء در سوره بقره را این فداکاری امام علی در لیله المبیت دانسته‌اند. تاریخ این واقعه، شب اول ربیع الاول سال سیزدهم یا چهاردهم بعثت ذکر شده است.

465465748 - ماجرای از خود گذشتگی حضرت علی در شب هجرت پیامبر + عکس

با بالا گرفتن دعوت پیامبر (ص) به اسلام، کفار قریش پس از مرگ ابوطالب به آزار و اذیت مسلمانان دامن زده و آنان را به دست کشیدن از اسلام مجبور می‌کردند. پیامبر که جان مسلمانان را در خطر دید، پس از پیمانی که با اهل یثرب بست، دستور داد تا مسلمانان به آن دیار هجرت کنند. آنان در چند مرحله به صورت دسته‌های کوچک و پنهانی و دور از چشم قریش رهسپار یثرب شدند. کفار قریش در آخرین چاره‌اندیشی علیه دعوت پیامبر (ص)، تصمیم به قتل وی گرفتند.

ماجرای لیله المبیت چیست؟

در شب ۱ ربیع‌الاول پیامبر (ص) برای آنکه مشرکان از هجرت او آگاه نشوند، به علی (ع) فرمود: «مشرکان می‌خواهند امشب مرا به قتل برسانند، آیا تو در بستر من می‌خوابی تا من به غار ثور بروم؟» امام علی (ع) گفت: «در این صورت شما سالم می‌مانید؟» پیامبر (ص) فرمود: «آری.» علی (ع) تبسمی کرد و سجده شکر به جای آورد، وقتی که سر از سجده برداشت عرض کرد: «آنچه را که مأمور شده‌ای انجام ده که چشم، گوش و قلبم فدای تو باد…» سپس پیامبر (ص)، علی (ع) را در آغوش گرفت و هر دو گریه کردند و از هم جدا شدند.
وقتی علی (ع) در بستر پیامبر (ص) خوابیده بود، جبرئیل در بالای سر او و میکائیل پایین پای او آمدند و جبرئیل گفت: «خوشا به حال کسانی، چون تو‌ای فرزند ابو طالب! که خدا در برابر فرشتگان به تو مباهات می‌کند.»
مشرکان از ابتدای شب، خانه پیامبر (ص) را محاصره کردند و قرار بود حمله در نیمه شب صورت گیرد، اما ابولهب گفت: در این وقت، زنان و فرزندان در داخل خانه هستند و بعد‌ها عرب درباره ما می‌گویند حرمت فرزندان عموی خویش را شکستند. علی (ع) در‌های خانه را بست و پرده‌ها را کشید. آنان با سنگ به علی (ع) که در بستر خوابیده بود، زدند تا مطمئن شوند کسی در بستر خوابیده است و شک نداشتند که وی رسول خداست.

صبح که با شمشیر‌های برهنه به خانه هجوم بردند، وقتی علی (ع) را در بستر رسول خدا (ص) مشاهده کردند، گفتند: محمد (ص) کجاست؟ علی (ع) فرمود: «مگر او را به من سپرده بودید که از من می‌خواهید؟ کاری کردید که او ناچار شد خانه را ترک کند.»

در این هنگام به سوی علی (ع) یورش بردند و او را آزردند و سپس از خانه بیرون کشیده، کتک زدند. ساعتی هم در مسجدالحرام زندانی کرده، سپس آزادش کردند. آن‌ها در جهت مدینه به تعقیب پیامبر (ص) پرداختند در حالی‌که غار ثور در سمت دیگر قرار داشت. در نقل دیگری آمده است که علی (ع) وقتی آنان را مشاهده کرد که شمشیرهایشان را کشیده‌اند و به سوی وی می‌آیند، با ترفندی شمشیر خالد بن ولید را که در پیشاپیش همه بود، گرفت و آنان را از خود دور کرد. آن‌ها گفتند: ما با تو کاری نداریم، ولی بگو که محمد (ص) کجاست؟ فرمود: من اطلاعی از وی ندارم. پس قریشیان به جست و جوی رسول خدا (ص) پرداختند.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلید مقابل را فعال کنید