پ

سریال گودال قسمت 381 / داستان کامل

دانلود سریال گودال قسمت 381 , قسمت 381 سریال گودال , سریال گودال قسمت 381 زیرنویس فارسی  دوبله فارسی….

سریال گودال قسمت 381 / داستان کامل
وارتلو بعد از جدا شدن از یاماچ، سوار ماشینش می شود و به سمت محله می رود. او در بین راه زیرلب غر می زند: «همشون یکی شدن، انگار فقط منم که به فکر محله نیستم! » که دختر خبرنگار دوباره مقابلش سبز می شود. وقتی وارتلو کلافه از ماشین پیاده می شود، دختر بدون مقدمه خودش را لیلا معرفی می کند و در مورد خودش و خانواده اش صحبت می کند و می گوید: «من در مورد خانواده م گفتم، حالا نوبت شماست. » وارتلو خنده اش می گیرد و می گوید: «الان وقتش نیست بمونه بعدا. » لیلا می گوید: «پس چجوری با هم قرار بذاریم؟ بهتره شماره تون رو بدین. » و وارتلو قبول می کند. دختر با نگاهش و لبخند روی لب او را بدرقه می کند!
سلطان به گلخانه ی ادریس که حالا دیگر گلی آنجا نمانده می رود و به تنها گل رز سفیدی که ادریس همیشه مراقبشان بود، سر میزند. عمو جومالی هم وارد گلخانه می شود و سلطان نگران به او خیره می شود. عمو می گوید: «اینجا که دیگه گلی نمونده سلطان خانم! » سلطان می گوید: «نه همینجوری بهتره. » و بعد پیش کاراجا می رود و از او خواهش می کند با عمو جومالی صحبت کند تا به گلخانه و گل رز سفید که یادآور ادریس است کاری نداشته باشد.
یکی از افراد عمو، یاماچ را تعقیب می کند. یاماچ پیش افسون می رود و وقتی افسون التماسش می کند که رهایش کند، یاماچ با ناراحتی انجا را ترک می کند. مرد جوان بعد از یاماچ وارد انباری می شود و با دیدن افسون از او فیلم می گیرد و برای ندیم و عمو جومالی می فرستد. عمو لبخند می زند و می گوید: «دختر بیچاره! حیفه! باید دارو بهش برسونیم! » و دستور می دهد تا دو قرص برای افسون بگذارند تا دوباره درگیر قرص بشود.
یاماچ از سالیم سراغ علیچو را می گیرد و وقتی علیچو و اممی را زخمی و کبود در انباری می بیند خیلی خشمگین می شود و افراد مرد ماهی فروش را حسابی کتک می زند و می گوید: «به رئیستون بگین سراغ اونم میرم! » او علیچو و اممی را با ناراحتی به خانه ی داملا می برد تا مراقبشان باشد.
آکین به سمت گاراژ می رود که عمو جومالی او را می بیند. اکین می گوید که قصد داشته به قهوه خانه برود و چرخی در محله بزند. عمو با شک به او نگاه می اندازد و بعد به ندیم می گوید: «کسی به یاماچ در مورد ما اطلاعات میده. باید بفهمیم این کار آکینه یا مکه و جلاسون! » ندیم می گوید: «آکین و مکه به خاطر خانواده شون از شما بدجوری میترسن. به نظر من کار جلاسونه. » عمو هم کاراجا را کمی بعد صدا می زند و به او می گوید: «کسی از بچه های ما داره به یاماچ و گروهش گزارش میده! آکین از خانواده ست. اما من به مکه و جلاسون شک دارم! » کاراجا جا می خورد و می گوید: «عمو من ضامن اونا هستم. اونا همچین کاری نمیکنن. »
کاراجا فورا به دیدن جلاسون می رود و با نگرانی می گوید: «جلاسون اگه تو گزارش مارو به یاماچ میدی، من باید بدونم. » جلاسون لبخند میزند و می گوید: «من ندادم ولی دم هرکی داده گرم! » و بعد می گوید: «انگار تو نگران من شدی! » کاراجا جا می خورد و می خورد و می گوید: «چرت و پرت نگو! بهتره حواست به خودت باشه عمو بفهمه برات بد تموم میشه. »

منبع
aloserial.ir
کلیدواژه : سریال گودال
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
View all comments
0
افکار شما را دوست دارم، لطفا نظر دهیدx
()
x