سریال گودال قسمت ۳۸۳ / داستان کامل

دانلود سریال گودال قسمت ۳۸۳ , قسمت ۳۸۳ سریال گودال , سریال گودال قسمت ۳۸۳ زیرنویس فارسی دوبله فارسی…

2364632472 - سریال گودال قسمت 383 / داستان کامل

یاماچ پیش افسون می خوابد و صبح که افسون بیدار می شود گریه اش می گیرد و می گوید: «بازم نتونستم نه؟ » یاماچ سعی می کند آرامش کند و از او می خواهد به یاد بیاورد که چه اتفاقی افتاد. افسون می گوید: «صورتشو یادم نیست اما یه آدم قد بلند بود… » یاماچ به فکر فرو می رود. موقع رفتن افسون با بغض می گوید: «یاماچ من خیلی دلم برای دخترم تنگ شده… » یاماچ فورا به خانه ی جومالی می رود و ماسال را برمیدارد و به خانه ی سحر می برد. اما در حیاط خانه روی دیوارهای انجا از ماسال می خواهد تا نقاشی بکشد. ماسال تصمیم می گیرد مادرش را نقاشی کند. یاماچ آرام به پنجره ضربه میزند و افسون از پشت پنجره با عشق به ماسال خیره می شود… یاماچ از ماسال می خواهد تا یادداشتی هم برای افسون بگذارند که خوشحال بشود. افسون وقتی نگاهش به چهره ی خودش در آیینه می افتد برای لحظه ای کنترلش را از دست می دهد و گلدان را به سمت آیینه پرت می کند. صدای آن به گوش یاماچ و ماسال می رسد. یاماچ سعی می کند حواس ماسال را از ان پرت کند و بعد از نقاشی از انجا می روند. وقتی افسون به دیوار روبرویش در حیاط خیره می شود، می بیند که یاماچ از طرف ماسال برایش نوشته: «مامان خیلی دوستت دارم. » و خوشحال می شود.
افراد عمو جومالی خانه ی جنک را پیدا می کنند و عکسی از جنک و کولکان و نفر دیگر را که یاماچ را شکنجه داده بودند پیدا می کنند و به دست عمو می دهند. عمو عکس را می گیرد و نقشه ای میکشد. او اکین و جلاسون و مکه را به اتاقش صدا میزند، اما بعد از انها می خواهد کمی بیرون منتظر بمانند و در را باز می گذارد و با صدای بلند طوری که آنها بشنوند می گوید: «اینا آدمایین که یاماچ رو شکنجه دادن. آدرسشم پشتشه. بهتره به یاماچ نگیم تا بیشتر از این براش مشکل درست نکنیم و خودمون حلش کنیم. » مکه و اکین و جلاسون این حرف ها را می شنوند. وقتی کسی در اتاق نیست، یکی از ان سه نفر، به اتاق عمو می رود و عکس را برمیدارد. افراد عمو او را تعقیب می کنند و می بینند که جلاسون عکس را داخل پاکتی گذاشته و جلوی خانه ی جومالی می گذارد!
یاماچ با خوشحالی به علیچو خبر می دهد که الان می تواند به خانه اش برود. علیچو خیلی خوشحال و هیجان زده است اما وقتی به خانه اش می رسند می بینند که دوباره همه چیز مثل قبل شده. وارتلو با دیدن آنها جلو می رود و رو به یاماچ می گوید: «بهت گفته بودم دردسر درست نکن! شماها رو صندلی بابام نشستین اما نتونستین از کسی محافظت کنین! » یاماچ می گوید: «درسته اما باید بدونی اون عمویی که کنارشی آدمارو میخره! » و در آخر می گوید: «من کوتاه نمیام وارتولی سعادت الدین! » و به علیجو در مورد این که فعلا خانه اش را نتوانسته پس بگیرد می گوید. علیچو برای لحظه ای یاماچ را تنها می گذارد و با بغض و ناراحتی پیش وارتلو می رود و می گوید: «اینجا گوداله. خونه همه ماست. عموم بهم گفته بود، گودال محافظت میکنه ازتون. عمو ادریس بهم قول داد. » وارتلو با ناراحتی به او خیره می شود و بعد از رفتنش زیرلب می گوید: «بفهم علیچو یکم دیگه صبر کن. »
امشب بلال باید جنس هایش را به مشتری بفروشد و پولش را بگیرد. اما از عمو جومالی و حمله اش می ترسد برای همین یکی از افرادش را به در خانه ی جومالی می فرستد تا از یاماچ و جومالی کمک بگیرد. اما داملا در را باز می کند و بلال از او می خواهد که حرفش را به جومالی برساند. داملا دودل است و نمیداند باید چه کند.

منبع
aloserial.ir
کلیدواژه : سریال گودال
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلید مقابل را فعال کنید